دلتــــ شاد و لبتــــ خندان بمانــــد
برایتــــ عمــرجاویدان بمــــــاند
خدارا مے دهمـــ سوگــند بــــرعشق
هـــرآن خواهے برایتــــ آن بمـــاند
بپایتــــ ثروتے افزون بریــــزد
کہ چشمــ دشمنتــــ حیــــران بمـــاند
تنتــــ سالمـــ سرایتـــ سبز باشـــد
برایتـــــ زندگے آسان بمانــــد
تمامـــ فصل سالتـــــ عید باشد
چراغ خانہ اتــــــ تابان بماند
یه سال ِ دیگه با همه اتفاق های خوبـــ و شیرینش گذشتــ ؛ امسال خیلی سریع تر از هر سال دیگه گذشتــ . .
سالی که شاهد همخونه بودن ِ من و عشق ِ ابدی امـ بود ..
اتفاق های مهمـی توی زندگیمـ افتاد .. به خدا نزدیکــ تر شدمـ .. آدماهای اطرافمـ رو شناختمـ
سال ِ بعد انشاالله که پــر از شادی و موفقیتـــ و خبرای خوبـــ باشه برای همتون
سر سفره هفتـــ سین برای همه دعا کنیمـ و از خدا بخواییمـ در شیطان رو برای همشه روی ما ببنده
خوش رو باشیمـ و بدونیمـ همین لبخند ها ماندگارترین یادرگاری های ما برای اطرافیان ِ
تلاش کنیمـ مثــ ِ قدیما باشیمـ ، بدون ِ چشم و هم چشمی ، بدون ِ حسادتــ و غرور . . .
حسینمـ ♥ ؛ تکیه گاه ِ من
خوشحالم که پنجمین بهار رو کنارتـــ جشن میگیرم.. شکوفه ها رو کنار تو بو میکشم و کنار تو سرمستــ میشم از این همه زیبایی ..
امیدوارمـ سال ِ جدید هم بتونم همراه ِ خوبی براتـــ باشم و با هم شاهد موفقیتـــ و ها پیشرفتــ هامون باشیم و به اهدافـ ِ قشنگی که با هم ساختیم برسیمـ ..
عاشقانه دوستتـــ♥ــ دارمـ همسر بی نظیرمـ
امــروز عشقمــان چہار سالہ شــــد
روزـے کہ در نگاهمان عشق را دیدیمـ و از قلبمان صدایش را شنیدیمـ ♥
روزهایـــے از پے ِ همـ سپرـے شدن و تنہـــا ما ماندیمـ
و قہرمان ِ پاکے روزهایـــش شـــدیمـ
کینہ هایشـــ را سوزاندیمـ .. خوبے هایشــ را بزرگــــ کردیمـ
از عاشقے خواندیمـ.. بے همــ نتوانستیمـ
ماندیمـ و ثابتـــ کردیمـ عاشقے مان را ![]()
بعد از 1460 روز سربلنـــــد و با غرور به عاشقے اِمان افتخـــار کردیمـ
امروز هوا مثل ِ هواـے 20 اسفند سال ِ هشتاد ُ شش بــود
تو همـ همان مِـــــــرد رویاهاـے مـــن بودـے
و کافے شاپے کہ با همہ خاطراتش دوباره شاهد نگاه هاـے عاشقانہ ما بود
تنہا دل من...
آرـے تنہا دل ِ من دیوانه تـــ♥ـــر و عاشق تـــ♥ـر بود ![]()
خداـے مهربانمـ سپاس که 4 سال پناه همه لحظه هاـے عاشقـے ام بود ـے و لحظه اـے از ما غافل نشــــد ـے ؛سپاس که ما را لایق ِ عشقـے بزرگـــ دونستـے و ما رو بهمـ رسوندـے
ﮔـــــــــــــــــﻞ
که ﺗــــﻮ ﺑﺎﺷﯽ
ﺗﻤﺎﻡ ِ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻠﻬـــﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ
ﺍﺯ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ !
ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ:
«ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﺁﻣﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ»
ﻭلی ﺗــــﻮ ﺷـــــــــــکفتی
ﻭﺑﻬﺎﺭ
ﺗﻤﺎﻡ حجم خانه ﺍﻡ ﺭﺍ
ﺑـــــــــــﻮ ﮐﺮﺩ..!!!

چقدر حس ِ خوبی داشتمـ وقتی اولین پستـــ اون وبلاگمـ رو زدمـ و چقدر خوشحالمـ که شروع ِ اون نوشته ها پایانــــی نداشتـــ
عاشق تر از اون روزا براتـــــ می نویسمـ بی همتای من
♥ تولد 4 سالگـــی ثبـــتـــ ِ عاشقونه هامون مبارکـــــ ♥
آدرس اولین پستــ ِ من برای عشقمـ ![]()
آبجــــی الے خوشگلمـ
پیوندتــــ با مرد ِ آرزوهاتـــــــ مبارکـــــ 
البته رفتــ و برگشتــش 24 ساعتـــ طول نکشید ولی فهمیدمـ که چقدر بدون ِ حسین هیچمـ
>>>>>> ![]()
شبـــ رو خونه بابا بودمـ ، تا صبح همش بیدار میشــدمـ و دلمـ بغل ِ عشقمو میخواستـــ که روی بازوهاش بخوابمـ و نازمـ کنه
، همش دعا میکردمـ زودی صبح شه
صبحی هم همش دعا میکردمـ زودی شبــ شه عشقمـ برسه .. جمعه شبــ بود ، شنبه صبح هم کلاس داشتمـ ، 10 تا 12 و 12 تا 16 .. وقتـــ نداشتیمـ توی دانشگاه نهار بخوریمـ
شدید سر درد داشتمـ ، رفتمـ خونه مامان نهار درستــ کرده بود خوردمـ
عصری کلاس زبان داشتمـ ، خواستمـ نرمـ که منصرفـ شدمـ و رفتمـ ولی رو به موتــ بودمـ توی کلاس![]()
شبــ داداشی آورد منو خونه خودمـ ، عشقمـ زنگید و گفتــ تا دو ساعتــ میرسه
منمـ با اینکه نمیتونستمـ روی پاهامـ وایستمـ ولی به شوق ِ اومدن ِ نفسمـ زودی شامـ درستــ کردمـ و چایی رو دمـ کردمـ تا عشقمـ رسید 
فکر نمیکردمـ اینقدر دلمـ براش تنگــ شده که تا دمـ ِ در اومد چشامـ پر شد و محکمـ بغلش کردمـ ، کل سردرد و اینا همـ فراموش شد 
ارزش ِ بودنتــــ را از یکـــ لحظه نبودنتـــــ میتوان فهمـــــــید !